تبليغاتX
گفتگو از پاک و ناپاک است...

28 مرداد به نظر من نقطه عطفی یا بهتر توان گفت نقطه ثقلی برای دیگر رویدادهای سیاسی در ایران دهه 30 شمسی به این طرف دانست.که البته نقطه ثقل آن کسی نیست جز دکتر محمد مصدق.
مردی که هر چند رسانه های این زمان کمتر به کارهای او بها می دهند و فقط و فقط در روز 28 مرداد اشاره کوچکی به وجود چنین بزرگ مردی می کنند تا مبادا صدای کسی در آید! و اشاره به این نکته که
 "اگر مصدق با کاشانی همسو بود ملی شدن نفت به سرانجام می رسید"

دکتر محمد مصدق همه را به یاد موج ملی شدن نفت می اندازد. هر چند که اگر همسو با نظرات آیت الله کاشانی تن به عمل داده بود اکنون جاودانه تر بود!
صبحت درباره دکتر و نیز صرف صحبت از بحث ملی شدن نفت خود مقاله کاملی می خواهد. و انصافا باید هم بخواهد. دکتر مصدق حتی قبل از رسیدن به نخست وزیری در جریان ظلم و ستمی که شرکت نفت ایران-انگلیس به ملت ایران می کرد،بود. مصدق پس از کشمکش و کارشکنی هی زیادی- که خودی ها هم بی تاثیر در آن نبودند- توانست صنعت نفت ایران را که یادگاری از اکتشاف اولین چاه نفت در مسجد سلیمان بود ملی کند. گر چه این ملی شدن به دلیل کودتای 28 مرداد 1332 در حرف و حدیث باقی ماند.
اما با تلاش های که صورت داد باعث کوتاه شدن موقتی دست انگلیس از منافع شرکت شد. کارگران صنعت نفت هم عقیده با مصدق دست به اعتراض زدند.
برای درک موقعیت ایران در آن هنگام بد نیست بدانید ایران در آن زمان چهارمین صادر کننده نفت جهان بود که علاوه بر تامین 90% نیاز نفت اروپا،کل نفت نیروی دریایی امپراتوری بریتانیا را تامین می کرد.
جایی که شرکت نفت انگلیس و ایران کار می کرد به دو قسمت تقسیم می شد تا کارگران ایرانی را از انگلیسی ها جدا کند. در بخش انگلیسی نشین آبادان،چمنزار،استخر شنا،زمین تنیس و... بود ولی در حلبی آباد کارگران ایرانی اوضاع عکس این بود.کارگران ایرانی حتی هیچ گونه حقوق مرخصی،مرخصی بیماری و پرداخت جبران از کارفتادگی نداشتند.
در گزارش مالی سال 1326 شرکت از یک سود خالص با کسر مالیات 40 میلیون پوند -114 میلیون دلار- حکایت می کرد و این در حالی بود که سهم ایران فقط 7میلیون پوند می شد. بدتر از این ها شرکت به قرارداد سال 1933 در مورد افزایش حقوق کارگران نیز عمل نکرد.
"ارنست بوین" وزیر خارجه انگلیس می گفت:
"بدون نفت ایران امیدی نداریم که بتوانیم به آن سطح زندگی که مورد نظر ما در بریتانیاست دست یابیم"
تمام این علل و نیز آگاهی و بینش سیاسی مصدق دست به دست هم داد تا دکتر به مبارزه با "سر ویلیام فریزر" اسکاتلندی،رئیس شرکت نفت ایران-انگلیس –که به سرسختی شهره بود- بپردازد.
پس از اقدامات اولیه مصدق، و خروج کارگران و تکنیسین های انگلیسی به دستور خود انگلیس ((انگلیس ها فکر می کردند با ترک کردن موقتی محل کار ایرانی ها به زودی به پول احتیاج پیدا خواهند کرد و با شرایط بهتری به کار باز خواهند گشت.)) مهندس مهدی بازرگان به دستور مصدق در تاریخ 30/03/1330 به مدیر عاملی شرکت نفت برگزید. بازرگان به کاپیتانهای نفت کش انگلیسی دستور داد در ازای صدور نفت باید رسید بدهند تا مقدار نفت صادارتی مشخص شود ولی مقامات انگلیسی از این کار نیز سرباز زدند و تمام نفت کش های خالی ایران را ترک و به انگلیس باز گشتند.
انگلیس ها پس از ترک شرکت و واقف شدن به این نکته که ملی شدن نفت ایران جدی است از هیچ اقدامی فرو نگذاشتند. انها ابتدا فکر می کردند که ایرانی ها با این کارها به دست و پای انگلیسی ها می افتند ولی هیچ گاه فکر نمی کردند که ایرانی ها اینقدر سرسخت باشند.

آنها از هیچ اقدامی جهت شکستن ایران در این وادی دریغ نکردند. نفت کش های خود را از ایران فراخواندند . ایران که خود صاحب هیچ نفت کش و مهندس و تکنیسینی در بخش نفت نبود ناچار دست به مناقصه بین المللی جهت اداره شرکت نفت و اجاره نفت کش زد که حتی کشور اسپانیا موافقت خود را با مقامات ایران اعلام کرد ولی هر درخواستی با فشار انگلیس ناکام می ماند. انگلیس حتی چند ناو جنگی خود را به نشانه تهدید ایران به خلیج فارس آورد.
ایران بعد از به کنترل در آوردن دفاتر شرکت نفت ایران-انگلیس و پیدا کردن اسناد محرمانه،هنگام جستجو در اسناد دفتر شرکت در آبادان دریافتند رئیس دفتر آبادان عاقلانه پرونده های حساس شرکت را به کنسولگری بریتانیا در محل انتقال داده بود که ایرانی ها نمی توانستند به آن جا وارد شوند. اما رئیس دفتر تهران سرعت عمل او را نداشت و او را هنگام سوزندان اسناد شرکت غافلگیر کردند. یکی از افراد وزارت خارجه ایران که در آن شب آنجا بوده می گوید:
"اگر چه اسناد حساس و افشاگر را ظاهرا نابود کرده بودند،اما مدارک بر جای مانده چندان کافی بود که کار را برای مصدق در اثبات این که شرکت در تمام جوانب حیات سیاسی ایران دخالت می کرده آسان کند. مدارک نشان می داد که شرکت به اعمال نفوذ در بین سناتورها،نمایندگان مجلس و وزرای سابق دولت می پرداخته... در میان مدارک سندی بود که نشان می داد علی منصور نخست وزیر پیشین با دریوزگی از شرکت خواسته بود که به وی اجازه دهد در مسند صدارت باقی بماند"

پس از طی فراز و نشیب در روابط ایران و انگلیس در نهایت مصدق اعلام کرد فقط در سه مورد حاضر به مذاکره با بریتانیاست:
1. ادامه فروش نفت ایران به بریتانیا برای رفع نیاز داخلی آن
2. انتقال تکنیسین های انگلیس به شرکت تازه بنیاد ملی نفت ایران
3. مقدار غرامتی که ایران باید برای دارایی های ملی شده شرکت نفت انگلیس و ایران پرداخت کند.

سرانجام 31 مرداد انگلیسی ها یک رشته مجازات اقتصادی علیه ایران به اجرا گذاشتند. جلوی صدور کالای کلیدی انگلیس مثل شکر و فولاد را به ایران گرفتند و مانع دسترسی ایران به حساب های خود در بانکهای انگلیس شدند و ...
در نهایت و با شلیک آخرین تیر از چله بریتانیا و فهمیدن این نکته که دیگر آرزوی رسیدن به نفت ایران به باید به گور ببرند دست به دامان امریکا شدند.
مصدق قول داده بود ایران را به اهداف متعالی برساند. در این زمان ایران که هیچ نوع صادرات قابل توجهی جز نفت نداشت شدیدا اقتصادش شکننده شده بود. مصدق با شروع اقداماتی برای اولین و آخرین بار دست به ایجاد و حمایت از صادرات غیر نفتی زد. حتی چندین ماه ایران با انواع صادرات غیر نفتی و علی رغم کارشکنی های بین المللی و حتی شاه اداره شد.
انگلیس بارها پیشنهاد کودتا را به امریکا داد اما امریکا اوایل امتنا نمی کرد.زیرا امریکا بعد از جنگ جهانی به عنوان یک کشور صلح طلب شروع به فعالیت و ریشه دواندن در جهان کرده بود و این کار به اعتبارش خدشه وارد می کرد. حتی در 28 اردیبهشت 1330 وزارت خارجه امریکا بیانیه ای صادر کرد و اعلام کرد:
"امریکا حق حاکمیت ایران را کاملا به رسیمت می شناسد و با این درخواست ایران همدلی می کند که منافع بیشتری ازتوسعه منابع نفتی خود به دست آورد"
اما با پایان یافتن رئیس جمهوری ترومن و پیروزی آیزنهاور و ورود او به کاخ سفید وضع فرق کرد. آیزنهاور به عکس ترومن موافق سرسخت کودتا بود.
شاهزاده اشرف خواهر دو قلوی شاه با تحریک برادر از کودتا حمایت کرد. شاه فرمانی را برای برکناری مصدق  و فرمان دیگری برای انتصاب تیمسار فضل الله زاهدی امضا کرد. این فرمان هر چند از نظر قانونی اشکال داشت ولی به جلب رضایت از کودتا کمک می کرد.
سرانجام امریکایی ها،انگلیس و حتی شاه هماهنگ شدند و شروع به طرح ریزی کودتای 28 مرداد کردند.کودتای سیاه! کودتای که ایران را چند دهه بیشتر به عقب راند. امیرکبیری دیگر آمده بود اما ناصرالدین شاهان دیگر اقدامات او را بی اثر کردند.

جمعیتی از مناطق فقیر نشین جنوب شهر که دلارهای امریکایی آنها را به راه انداخته بود با فریاد "مرگ بر مصدق"  "جاوید شاه" از خیابان ها می گذشتند. صدها سرباز نیز به آنها پیوستند. گروههای آشوبگر به 8 ساختمان دولتی و دفتر 3روزنامه طرفدار دولت مصدق حمله کردند. سرهنگ نصیری هم گارد شاهنشاهی تحت امر خود را به کمک خرابکاران فرستاد.
ساختمان رادیو نیز اشغال شد. ناگهان صدای گوینده رادیو قطع و شخص ناشناسی در رادیو اعلام کرد:
"دولت مصدق شکست خورده و نخست وزیر جدید زاهدی اکنون قدرت را به دست گرفته و اعلیحضرت شاهنشاه در حال بازگشت به وطن است! "
واحد های نظامی به رهبری افسران ضد مصدق در مقابل منزل وی به هم رسیدند. در داخل خانه نیروهای وفادار به مصدق اقدام به برپای استحکامات کرده بودند. در اواخر بعد از ظهر حمله به آخرین دژ دولت مصدق آغاز شد و پس از یک ساعت نبرد یک سویه دولت مصدق عملا از صحنه کنار رفت.
غروب خورشید روز 28 مرداد 1332 دیگر کسی به نام مصدق در مسند قدرت نبود. پول،نفت و قدرت کار خود را کرده بودند!
شعبان بی مخ به پاس خدمت گذاری در کودتا از محمد رضا شاه یک کادیلاک زرد رنگ هدیه گرفت و پس از انقلاب به امریکا گریخت.
مصدق پس از کودتا بازداشت و توسط دادگاهی نظامی محاکمه به خیانت شد. وی سه سال در زندان ماند و بقیه عمر را در بازداشت خانگی سپری کرد.
مصدق در 14/12/1345 در 85 سالگی بر اثر سرطان گلو در گذشت و هیچ مراسم سوگواری برای او برگزار نشد.
در زمان انقلاب هم جو مردم موافق با دوران و آرمانهای مصدق بود و آنها آیت ...خمینی را احیاگر او می دانستند. مردم یک دولت ملی گرا،دموکرات،و پای بند به قانون را می خواستند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 20:8 توسط آدم بیکار... |


دیروز و با افتتاح رسمی مسابقات المپیک ۲۰۰۸ چین،نمایندگان ۵۵نفری ورزشی کشورمان به عنوان تیم هشتاد و چندم و بعد از عراق وارد ورزشگاه آشیانه پرنده شدند که پرچمدار کاروان ایران خانم هدی حسینی بود.
با اینکه زنان ورزشکار ما پوشش اسلامی کافی داشتند،اما:

علم الهدی-امام جمعه مشهد-روزنامه نیم نگاه ش ۳۱۱۷ ت۱۹/۰۵/۱۳۸۷
"متاسفانه در این مراسم یکی از بانوان ورزشکار جلودار حرکت گروه ورزشکاران بوده و این مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهای دولت و ارزشهای انقلاب است.
امام جمعه مشهد با اشاره به جایگاه زن در اسلام گفت:جلودار قرار دادن زنان در این مراسم ها به معنای این است که دنیا بداند ما به دنبال اشاعه فرهنگ علوی نیستیم. وی با بیان اینکه این حرکت ضد ارزشی بود گفت:همانگونه که قبلا هم در خطبه های نماز جمعه مشهد گفته شد،شرکت بانوان در مسابقات بین المللی و نمایش آنان در کشورهای بیگانه مخالف اصول اسلامی است و امروز متاسفانه نه تنها زنان به این مسابقات اعزام می شوند بلکه آنان به عنوان جلودار حرکت ورزشکاران انتخاب می شوند."

اما دکتر شریعتی می گوید:
امر به معروف و نهی از منکر که فلسفه جهاد است،چماق تکفیری است نه بر سر دشمن که بر سر دوست!
و انگار قدرتی مرکب از همه عوامل مادی و معنوی،پنهان و گاه آشکار،هیاتی را مامور کرده است از قوی ترین و زبده ترین فلاسفه تاریخ،جامعه شناسان،دین شناسان،سیاستمداران،اسلام شناسان....تا با مطالعه دقیق و علمی محیط و مردم و شناخت دقیق اسلام،اسلام را، به دقیق ترین معنی کلمه وارونه بسازند، به گونه ای که مترقی ترین ابعاد اعتقادی یا عملی آن،به صورت منحط ترین عوامل ضد اجتماعی در آمده است.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 14:52 توسط آدم بیکار... |