سهمیه بندی بنزین بالاخر و پس از کشمش های فراوان میان دولت و مجلس از مدتی پیش آغاز شد.
این طرح قرار بود زودتر از این ها به مرحله اجرا گذاشته شود اما متاسفانه در ابتدا هیچ کدام حاضر به اعلام زمان شروع این طرح نبودند، چون دولت،دولتی بود که در ابتدای سر کار آمدن خود قول آوردن پول نفت را سر سفره های مردم می داد و مجلس نیز در ابتدای کار خود خبر از عزم مجلسیان جهت تثبیت قیمت ها را می داد. بالطبع و باعلم به اینکه سهمیه بندی قطعا شکی را به اقتصاد ایران وارد خواهد ساخت هیچ کدام-دولت و مجلس-به تنهایی حاضر به اعلام زمان آن نبودند تا مبادا بعد ها باعث مشکلات به شمار آیند.
لازم به ذکر است طرح سهمیه بندی در دولت هشتم صورت پذیرفت و شرایط خاص کشور در آن زمان موجب عدم اجرای این طرح گردید.

سهمیه بندی به نظر بنده از جهات گوناگونی قابل بررسی است.
تا پیش از سهمیه بندی قاچاق بنزین به علت ارزانی این ماده و سوبسیدی که دولت نسبت به کشورهای همسایه برای آن می پرداخت رونق خاصی داشت.و سالانه میلیون ها دلار به اقتصاد ایران زیان می رساند. امری که اکنون شکل معکوسی به خود گرفته است و بنزین را از کشورهای مجاور وارد می کنند-باز هم به شکل قاچاق- آن هم به دلیل عدم ارائه بنزین به نرخ آزاد به مردم.
در طرح سهمیه بندی قرار بود تا اواخر خرداد ماه سال جاری نرخ بنزین آزاد نیز اعلام شود در عوض شاهد اعلام خبر عدم فروش بنزین آزاد تا دو ماه آینده بودیم.
در اعلام مقدار سهمیه نیز جهت هر خودرو علی رغم اینکه به اکثر افراد بنزین مورد نیاز به حد نیاز می رسید ولی به عده ای اجحاف شد. و این کار کارشناسی بیشتری را می طلبد.هر چند خبر از افزایش سهمیه مشاغل خاص به گوش می رسد.

نباید از تقلب عده ای از مردم جهت برخورداری از سهمیه بیشتر نیز غافل شد.
در این اثنا و پس از اعلام خبر سهمیه بندی قیمت اتومبیل ها نیز دستخوش تغییراتی شد.طی روزهای اول اتومبیل های دیزلی،وانت ها،و وسایل نقلیه دوگانه سوز شاهد افزایش قیمت بودند و سپس صنایع خودروسازی با کاهش عرضه خودرو باعث افزایش قیمت خودروهای سواری شدند.
شاید بهتر بود دولت قبل از عملی کردن سهمیه بندی ابتدا به توسعه بیشتر پمپ های گاز و نیز افزایش مراکز تبدیل خودروهای دوگانه سوز اقدام می کرد تا بعضی افراد مجبور به تحمل مهلت چند ماهه برای تبدیل اتومبیل خود به یک اتومبیل دوگانه سوز نباشند.که در بیشتر موارد مشکلاتی نظیر عدم وجود کپسول گاز و یا کیت گاز خودروی مورد نظر نیز مزید علت می شود.
نباید به اعطای 85%هزینه دوگانه سوز کردن خودروها توسط دولت را نیز منکر شد.
کارت سوخت بیش از 800هزار نفر از مردم نیز هنوز در ادارات پست مانده است.
عدم تعیین صریح سهمیه مناسب برای مسافرت نیز خود مشکل دیگری است. امری که دست اندرکارن صنعت توریسم نسبت به آن هشدار دادند.
سواستفاده بعضی از پمپ های عموما خصوصی با فروش بنزین آزاد لیتری 120 تا 600 تومان با استفاده از کارت ها جا مانده مردم خود از منظری دیگر قابل بررسی است.
در روی دیگر سکه نیز نباید از محاسنات این طرح نیز غافل بود. کاهش ترافیک و در پی آن کاهش آلودگی هوا را شاید بتوان یک حسن معنوی به حساب آورد!
والبته عمده ترین حسن را شاید بتوان صرفه جویی ارزی با کاهش عرضه بنزین و در پی آن کاهش پرداخت یارانه را عنوان کرد. امیدوارم سرنوشت این منبع نیز مانند صندوق ذخیره ارزی نشود.
سهمیه بندی را شاید نتوان بی ارتباط با بعضی وقایع دنیا قلمداد کرد.
ایران در حال حاضر 43% از بنزین مصرفی خود را وارد میکند.حال با احتمال تحریم ایران خصوصا تحریم انرژی که از جانب امریکا مطرح شد،دولت عزم خود را جزم تر کرد تا سهمیه بندی را به هر شکل صورت دهد. تحریم های برای واردات بنزین که می تواند اقتصاد را فلج کند. بدون مواد سوختی وارداتی کشور قادر نخواهد بود ناوگان وسایل نقلیه اش را به حرکت در آورد. امری که دولت مردان کشور آنرا کاملا نفی می کنند و سهمیه بندی را امری کاملا غیر سیاسی می دانند.
بد نیست بدانید ایران چهارمین کشورصادر کنند نفت اوپک و دارای دومین ذخایر گاز شناخته شده جهان می باشد((در حدود 28.2 تریلیون مترمکعب که شامل 16% کل منابع گاز جهان می شود.))
طبق اعلام موسسه بررسی امنیت جهانی امریکا، در جهان 600 میلیون خودرو وجود دارد که تنها 4 میلیون آنها گاز سوزند و از این حدود 150هزار دستگاه-چیزی در حدود3.9%- در ایران تردد می کنند.
در انتها امیدوارم مصرف گاز هم مانند بنزین بی رویه نشود تا شاهد سهمیه بندی آن در چند سال آینده نباشیم.

آیت الله جنتی در نماز جمعه این هفته تهران عنوان کرد:
"خیلی ها فکر می کردند انقلاب مرده اما خدا نگذاشت در بر روی پاشنه غلط بچرخد"
این سخنان نشان از حمایت وی از آقای احمدی نژاد و جوگیری وی مقابل آقای رفسنجانی است. آیت الله جنتی همچنین عنوان کرد:
"...همین مردم که برخی خیال میکردند از انقلاب بریده اند یک نفر از خودشان را پیدا کردند".
انگار بقیه کسانی که به پای صندوق رای رفته و به آقای رفسنجانی ((که بنده هم خوشبختانه یکی از این ضد انقلابیون!بودم)) رای دادن ضد انقلاب بوده اند. و نیز خود آقای هاشمی رفسنجانی!
این سخنان از زبان آقای جنتی نباید در خطبه های نماز جمعه به زبان آورده می شد.بد نیست بدانید آقای جنتی یکی از اعضای خبرگان رهبری نیز است.
البته در راه حمایت بی شائبه از آقای احمدی نژاد نباید نام "فاطمه رجبی" را از یاد برد که از آقای احمدی نژاد به عنوان پدیده قرن نام برده است!
این سخنان همه در حالی است که در جایی دیگر خبر از کودتا علیه دولت احمدی نژاد سخن به میان می آید.
معلوم نیست این اقتصاد بیمار ما کی میخواهد از این رکود بیرون بیایید و راه شکوفایی و صنعتی شدن را با سرعت بیشتری بپیماید. هر چند مسئولین دم از رشد حدود10% اقتصاد ایران می دهند اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که متاسفانه این رشد اقتصادی بیشتر مرهون رشد صادرات محصولات نفتی و خصوصا پتروشیمی(که جز صنایع وابسته به نفت است) است.
آیا می دانستید دلیل رشدی بعضی صنایع مانند فولاد سازی و پتروشیمی در کشورهای توسعه یافته مانند ایران در دهه گذشته به دلیل اهتمام دولت مردان در این زمینه نبوده است. بلکه این سیاست دول پیشرفته جهان جهت خارج کردن این صنایع آلوده کننده محیط زیست از کشورشان بوده و بلطبع قرار دادن این تکنولوژی در اختیار کشورهای در حال توسعه.
آقای رییس جمهور هم که این اواخر دم از انتقاد پذیری میزد و کار را به جایی رساند که طرح مجلس برای کاهش تعطیلات نوروزی را پس فرستاد و تقاضای کار کارشناسی بیشتری روی این موضوع کرد در مقابل نامه 57 اقتصاد دان کشور که از شیوه مدیریت اقتصادی دولت ایشان گله داشتند اهمیتی کوچک به این نامه سر گشاده نداد.تا ما باز بمانیم و گذشت تاریخ و اما و اگر ها...
یکی از جالب ترین عملکرد اقتصادی دولت جلوگیری از صادرات مصالح ساختمانی و آهن آلات بود که با این عملکرد دولت نهم عملا بازارهای بالفعلی که کشور زحمت و هزینه زیادی را برای به دست آوردن این بازارها انجام داده بود به راحتی از دست رفت.
بازار خاویار ما را که روزگاری بهترین و گران ترین خاویار های جهان بود به دلیل صید بی رویه و نیز گوش به زنگ بودن حریفانمان چین و روسیه از دست ایران خارج شده است.
وضعیت فرش ایرانی(طرح قالی ایرانی را چینی ها در قالی تولیدی خود استفاده کرده و باقیمت نازل تر و به نام قالی ایرانی راهی بازارهای جهانی میکنند)،زعفران و پسته ایرانی هم بهتر از این نیست و حال و هوای این سه را نیز بی شک همه می دانید.
با اینکه شرکت های داخلی خودرو سازی دم از رشد 10%تولید خودرو می زنند آمار های بین المللی رشد این صنعت در ایران را 0%گزارش میکند.
آدم نمی داند قسم روباه را باور کند یا دم خروس را!
هیچ می دانستید ایران خودرو روی پروژه صندوق دار کردن 206 متحمل حدود یک میلیارد تومان هزینه شد و در نهایت خودروی شکل گرفت که پژو فرانسه حتی اجازه نام ایرانی برای آنرا نیز نداد؟ تا خودروی که با هزینه این ملت شکل گرفت حتی از نام"آریان" بی بهره باشد.(این سرمایه قرار بود صرف طراحی خودرو جدیدی با برند ایرانی با استفاده از پلت فرم پژو206 شود که متاسفانه با ندانم کاری مسولین و خرج هزینه گذاف به 206SDتبدیل شد. خودروی که پژو حتی اجازه صادارت آنرا به ما نیز نداد)
از این اخبار مغموم کنند بسیار است...
با این تفاسیر آیا ما می توانیم به اقتصاد جهانی بپیوندیم؟آیا قدرت رقابت با غول های اقتصادی دنیا را داریم؟
آیا می دانستید در صورت پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی شما مصرف کننده عزیز که یک نسخه آفیس مایکروسافت را به بهای نازلی میخرید باید برای این موضوع دست کم 400هزار تومان هزینه کنید؟به نظر شما اقتصاد کشور ما قدرت همچین رقابتی را دارد؟
آیا صنایع قادر به ادامه حیات خواهند بود؟(آخرین خبر اینکه کارخانه لامپ سازی فارس به برکت ورود ارزان قیمت لامپ های چینی در شرف تعطیل است)
شاید دولت مردان ما به فکر آنچنانی برای اقتصاد ما نباشند. اما ما می توانیم حداقل قدمی کوچک اما بسیار موثر در جهت رشد صنعت داخلی و در نهایت بهبود کیفیت و صادرات و در آخر آماده شدن نسبی جهت ورود به سازمان تجارت جهانی را برداریم.
هموطن ایرانی من،تنها با خرید اجناس ایرانی هر چند قیمت آن کمی گران تر از اجناس خارجی باشد می توانید کمک بسیار شایانی به اقتصاد خود کنیم.درست همان کاری که هند و چین بستر فرهنگی آنرا ایجاد کردند و با سیاست های اقتصادی دیگر اکنون به جایی رسیده اند که هر دو کشور جزو ده اقتصاد بزرگ دنیا هستند.
که به نظر من اگر بستر فرهنگی این کار را از مدت ها پیش آماده کرده بودن امروز شاهد ورشکستگی صنایع کیف و کفش،پوشاک،صنایع خانگی،...نبودیم.امری که 100%در آینده ای نه چندان دور باعث ورشکستگی بقیه صنایع نیز خواهد شد.
در پایان بد نیست بدانید این اوخر رب گوجه فرنگی را هم در بشکه های 200لیتری از چین می آوردند و اینجا بعضی تولید کنندگان محترم این رب را در ظرف های یک کیلویی و با برند ایرانی به آشفته بازار ایران سرازیر می کردند.
انگار همه دست به دست هم داده اند تا هر چه زودتر ریشه همه تولیدات ایرانی را بخشکانند.


