آدمیزادعلی الحق از این همه زیبایی انگشتش را در دهانش جا میگذارد. اطلا" زیبایی چیز خوبی است و گر نه ((آن زاغی که پنیری دید به دهن بر گرفت و زود پرید)) فریب زیبایی اش را نمیخورد و آن اتفاق شوم نمی افتاد. ای بر پدر و مادر هر چی روباهه لعنت!!!
ببخشید یه خورده عصبانی شدم!
خوب داشتم میگفتم، کجا بودم؟ آها یادم اومد، اما زیبایی به همین جا خلاصه نمیشود سخنگویی شهرداری منطقه بالای شهر تهران (منطقه ملوس موجود) در حمایت از زیبایی فرموده: (( تا یه ماه دیگه هیچ گونه آشغالی در کوچه ،خیابان، بیابان های منطقه مذکور روئیت نخواهد شد))
زبان حال سطر بالا اینکه : آشغال مذکور در مناطق پایین شهر تهران ( که میان کوچه هایش نهریست...) همچنان رویت خواهد شد. هیچ ربطی هم به خورشید گرفتگی نداره!
پیام مفید:زندگی زیباست...
همین یک پیام کوچک در عین حال که میتواند یک زندگی را به دلیل زیبا نبودن تجزیه کند در عین همان حال میتواند یک جامعه یا یک شهر را متحول و قشنگ کند.
میان برنامه:فلفل نبین چه ریزه، ببین چقدر تاثیر گذاره!
پیام مکمل: شهر ما خانه ما
اصلا" این پیام اگر نبود پیام قبلی هم به درد احتمالا لای جرز میخورد. زیرا عده ای از آن جهت که می دانند زندگی زیباست و از همان جهت که شهر ما (یعنی خودشان) را خانه ما (یعنی خودشان) می دانند و چون از منظر روانشناسان و بنگاهیان زندگی برون خانه مفهومی ندارد و چون برای زیبا سازی و زندگی باید از زیباسازی خانه شروع کرد به یاری شهرداری کل کشور شتافته و به زیباسازی هر چه فزون تر خیابان ها ی خانه خود همت گمارده اند.
اما در این راه خطیر جمعی بس کثیر از داخل کنندگان منسجات و البسه های تنگاتنگ و صعب العبور! و گاها" ژرف همچون همیشه قرار را بر فرار ترجیح دادند تا همگام با شهرداری مذکور شهرهایمان را فرنگی کنند، به این قشنگی کنند.
خلاصه المطلب عده ای با پرداختن وجهی مختصر و مفید این پوشاک را بر تن میکنند تا جوان ها با نشان دادن اندام های پیچیده و نیز با نشان دادن آنچه در توان دارند چشم هر بیننده ای را خیره کنند.
خدا خیرشان دهد! انشاالله...
اگر بخواهیم یک جور دیگر به قضیه نگاه کنیم صرفه جویی ارزی بیش از خود لباس خودش را به ما نشان می دهد. میگی نه نگه کن!
اگر همین جوری نگاه کنیم و طی یک محاسبه سر انگشتی، اگر هر پاچه شلوار 10 سانت کوتاه شود ، تازه اگر از کم کردن دور کمر صرفنظر کنیم خواهیم دید: چهل میلیون جوان * 10 سانت پارچه= چهار صد میلیون سانت پارچه. و اینطوری دست جلو اجنبی هم دراز نمیکنیم! بنزین هم گرون نمیشه!
و این عین صرفه جویی است. البته جورهای دیگر هم می شود به قضیه نگاه کرد به طوری که سهراب میفرماید:
چشم ها راباید شست جور دیگر باید دید
اما در این میان که نیاز به یک وفاق ملی است دولت به جای پورسانت به اقشار صرفه جو اقدام به سنگ اندازی پیش پای همان عده چند پاراگراف بالاتر نموده و با طرح یک شکل کردن لباس و باشعار لباس ملی، افتخار ملی میخواهند لباس ها را یک شکل کنند.
تصورش را بکنید. همه میشوند عین پیکان سفید تو مملکت!!!( راستی بیچاره این پلیس ها که مجبورن همش بگن: پیکان سفید بزن کنار!! تازه معلومم نیست به کدوم پیکان سفید بوده!!!)
حال یه شعر واستون بگم:
مصرع اول :پدر جان سخن را سیاسی مگو
مصرع دوم:.............................................
ببخشید یه خورده عصبانی شدم!
خوب داشتم میگفتم، کجا بودم؟ آها یادم اومد، اما زیبایی به همین جا خلاصه نمیشود سخنگویی شهرداری منطقه بالای شهر تهران (منطقه ملوس موجود) در حمایت از زیبایی فرموده: (( تا یه ماه دیگه هیچ گونه آشغالی در کوچه ،خیابان، بیابان های منطقه مذکور روئیت نخواهد شد))
زبان حال سطر بالا اینکه : آشغال مذکور در مناطق پایین شهر تهران ( که میان کوچه هایش نهریست...) همچنان رویت خواهد شد. هیچ ربطی هم به خورشید گرفتگی نداره!
پیام مفید:زندگی زیباست...
همین یک پیام کوچک در عین حال که میتواند یک زندگی را به دلیل زیبا نبودن تجزیه کند در عین همان حال میتواند یک جامعه یا یک شهر را متحول و قشنگ کند.
میان برنامه:فلفل نبین چه ریزه، ببین چقدر تاثیر گذاره!
پیام مکمل: شهر ما خانه ما
اصلا" این پیام اگر نبود پیام قبلی هم به درد احتمالا لای جرز میخورد. زیرا عده ای از آن جهت که می دانند زندگی زیباست و از همان جهت که شهر ما (یعنی خودشان) را خانه ما (یعنی خودشان) می دانند و چون از منظر روانشناسان و بنگاهیان زندگی برون خانه مفهومی ندارد و چون برای زیبا سازی و زندگی باید از زیباسازی خانه شروع کرد به یاری شهرداری کل کشور شتافته و به زیباسازی هر چه فزون تر خیابان ها ی خانه خود همت گمارده اند.
اما در این راه خطیر جمعی بس کثیر از داخل کنندگان منسجات و البسه های تنگاتنگ و صعب العبور! و گاها" ژرف همچون همیشه قرار را بر فرار ترجیح دادند تا همگام با شهرداری مذکور شهرهایمان را فرنگی کنند، به این قشنگی کنند.
خلاصه المطلب عده ای با پرداختن وجهی مختصر و مفید این پوشاک را بر تن میکنند تا جوان ها با نشان دادن اندام های پیچیده و نیز با نشان دادن آنچه در توان دارند چشم هر بیننده ای را خیره کنند.
خدا خیرشان دهد! انشاالله...
اگر بخواهیم یک جور دیگر به قضیه نگاه کنیم صرفه جویی ارزی بیش از خود لباس خودش را به ما نشان می دهد. میگی نه نگه کن!
اگر همین جوری نگاه کنیم و طی یک محاسبه سر انگشتی، اگر هر پاچه شلوار 10 سانت کوتاه شود ، تازه اگر از کم کردن دور کمر صرفنظر کنیم خواهیم دید: چهل میلیون جوان * 10 سانت پارچه= چهار صد میلیون سانت پارچه. و اینطوری دست جلو اجنبی هم دراز نمیکنیم! بنزین هم گرون نمیشه!
و این عین صرفه جویی است. البته جورهای دیگر هم می شود به قضیه نگاه کرد به طوری که سهراب میفرماید:
چشم ها راباید شست جور دیگر باید دید
اما در این میان که نیاز به یک وفاق ملی است دولت به جای پورسانت به اقشار صرفه جو اقدام به سنگ اندازی پیش پای همان عده چند پاراگراف بالاتر نموده و با طرح یک شکل کردن لباس و باشعار لباس ملی، افتخار ملی میخواهند لباس ها را یک شکل کنند.
تصورش را بکنید. همه میشوند عین پیکان سفید تو مملکت!!!( راستی بیچاره این پلیس ها که مجبورن همش بگن: پیکان سفید بزن کنار!! تازه معلومم نیست به کدوم پیکان سفید بوده!!!)
حال یه شعر واستون بگم:
مصرع اول :پدر جان سخن را سیاسی مگو
مصرع دوم:.............................................


